غلامعلى صفايى
375
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« هو » متن « هو » و فروعه : تكون أسماء و هو الغالب و أحرفا في نحو . . . شرح آخرين كلمه مركبهاى كه مبدوّ به حرف هاء است و در علم نحو از آن بحث مىشود « هو » و فروع آن « هما ، هم ، هي ، هنّ » مىباشد و اين كلمه داراى دو نوع است : 1 - اسم ، كه ضمير مرفوع غايب است . 2 - حرف ، كه به آن ضمير فصل مىگويند ، مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام : « اتّقوا معاصى اللّه في خلوات فإنّ الشاهد هو الحاكم » « 1 » شاهد : در ضمير فصل بودن « هو » است كه حرف مىباشد البته اگر از حيث تركيب و اعراب ، به عنوان ضمير فصل لحاظ شود . معناى حكمت : « بپرهيزيد از دشمنى با خدا در پنهانىها زيرا كسى كه شاهد بر امور است - خدا - همان حاكم و قاضى است » . درباره اعراب ضمير فصل اقوالى است ؛ ما كه قائل هستيم ضمير فصل حرف مىباشد بايد قائل شويم كه محلى از اعراب ندارد . قول ديگر اين است كه ضمير فصل اسم بوده و همچون اسماء افعال مانند « صه و نزال » و الف لام موصول در « الضارب » محلى از اعراب ندارد البته تشبيه و تمثيل دوم دربارهء الف و لام وقتى صحيح است كه ما آن دو را اسم بگيريم و بگوئيم محل اعراب ندارد .
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ح 316 / 1240 .